السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

327

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

گرد من نيامده‌اند . حضرت به او فرمودند : از آن مىترسم كه بيعتت را با من بشكنى و با من نيرنگ كنى . گفت : از اين كار نترس ، به خدا سوگند ، از سوى من هيچ كارى كه ناپسند تو باشد سر نخواهد زد . حضرت فرمود : خدا بر تو كفيل است و تو را به خدا واگذار مىكنم . بعد على عليه السلام با همان جماعت نزد زبيربن‌عوام آمد . و همان سخنانى را كه به طلحه فرموده بود ، به او نيز فرمود و او هم همان پاسخ طلحه را داد . طلحه ناقه‌ى اختصاصى عثمان و كليدهاى بيت‌المال را برداشته بود . عدّه‌اى از مردم اطرافش را گرفته بودند كه با او بيعت كنند كه هنوز بيعت نكرده بودند . عدّه‌اى سواره قضيّه را به عايشه خبر دادند كه در آن هنگام در « سرف » به سر مىبرد . عايشه گفت : گويا مىنگرم به انگشتش كه با نيرنگ و فريبكارى بيعت مىكند . ابن‌حنفيّه گويد : هنگامى كه مردم اطراف حضرت على را گرفته بودند ، به آن حضرت گفتند : اين مرد ( عثمان ) كشته شده است . مردم را چاره‌اى جز داشتن يك پيشوا نيست و براى اين كار ، كسى را از تو شايسته‌تر و سابقه‌دارتر و نزديك‌تر به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از جهت خويشاوندى نمىبينيم . فرمود : اين كار را نكنيد . من پشتيبان و وزير باشم ، بهتر از آن است كه فرمانده و امير باشم . گفتند : به خدا سوگند ما هيچ‌گاه از اين كار دست برنمىداريم تا اين كه با تو بيعت كنيم و به زور دست‌هاى حضرت را گرفتند . تا بيعت كنند . وقتى حضرت اين حالت را ديد ، فرمود : بيعت با من در خلوت انجام نخواهد شد و مىبايست در مسجد و در حضور مردم انجام گيرد . دستور داد تا صدا زنند : مسجد ، مسجد . و خود از خانه برون آمد و با مردمى كه آن‌جا بودند وارد مسجد شد ، بالاى منبر رفت ، حمد و ثناى الاهى را به جا آورد و سپس فرمود : حقّى است و باطلى و هر يك را اهلى است . اگر باطل پيروان فراوانى داشته باشد ، چيز تازه‌اى نيست و از قديم چنين بوده است . و اگر طرفداران حق كم باشند ، آن نيز تازگى ندارد . و بسا كه آن‌چه كه پشت كرده روى آورد . اگر امر شما به شما بازگشته ، سعادتمندى شما است . من ترس آن را دارم كه شما را سستى فرا گيرد و من وظيفه‌اى جز تلاش و كوشش ندارم . دو نفر سبقت گرفتند و سومين نفر به پا خاست . سه تن و دو تن نفر ششمى ندارد . فرشته‌اى است مقرّب . و كسى كه خداوند عهد و پيمانش را گرفته ، دوستى كه نجات يافته و